تبلیغات
وبلاگ دانشجویان ورودی 88 مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی
وبلاگ دانشجویان ورودی 88 مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی

دوستان این متن رو محمد نوری نوشته که چون عضو سایت نبود و مطلبش هم طولانی بود از من خواست براش ارسال کنم.

اول سلام

دوم صمیمانه عذر میخوام

سوم بخدا به پیر به پیغمبر این برنامه بجز 2 تا شعری که من خوندم و روایتی که بعد از صلوات کم جون حضار بصورت بداهه ای یادم اومد و مطرح کردم هیچ چیز دیگش روی برنامه ریزی من پیش نرفت یا بهتره بگم شهاب نگذاشت و نخواست پیش بره (علی رغم تمام هماهنگی های قبلی ) و باید بگم که خودشم نفهمید چیکار کرد!!!

بخدا برای تک تک دقایق برنامه و نحوه ی سوئیچ کردن مطالب به مطالب مورد نیاز بچه ها فکر کرده بودم (بیش از 70 ساعت)!!!

اما....اما وقتی شهاب گفت من پارتنر (همکار مجری) نمیخوام اگه دقت کرده باشین من نزدیک گوشش گفتم حاج آقا اجازه بدین من باشم اینجا تا جلسه رو مدیریت کنم که از دستمون خارج نشه.

اونم چیزی نگفت و فکر کردم یادش اومده که پشت تلفن چه چیزایی بهش گفته بودم ولی بعد از اینکه رای گیری کرد 2 چیز توی ذهنم اومد:

1-    شاید دانشجوها دوست ندارن وقتی سوالاتشون رو مطرح میکنند یک نفر از بچه ها (مجری) توی چشماشون نگاه کنه!

2-    شاید شهاب انقدر توانایی داره که جلسه رو مدیریت کنه و بحث به حاشیه نره .

قابل توجه دوست عزیزم امین آقای طالقانی گل؛

نه یک سر سوزن لرزه بر اندامم افتاد و نه ناراحت شدم (وکفی بالله شهیدا) چون این جلسه رو برای پاسخ به سوالات دانشجویان محترم تدارک دیده بودم و وظیفم بود به خواسته هاشون احترام بذارم یعنی اصلا بحث ترس و واهمه ای نبود که بخوام مثل موش فرار کنم برم پایین بلکه بحث احترام به نظر حضار محترم بودش.

باید عرض کنم که از همون اول که آقای شهاب مرادی جلسه رو با پاسخ هرچند مختصر به سوال نامربوط شروع کردند و برخلاف توافقات قبلی ، با پرسش و پاسخ و نه صحبت راجع به فواید روانشناختی (نه مذهبی) رابطه دوستی با جنس مخالف ، برنامه رو شروع کردند در همین جا اشتباه بزرگی رو مرتکب شدند و جلسه به حاشیه رفت.

خلاصه بگذریم و سرتون رو درد نیارم.

آقای مرادی باید:

1-    از دانشجویان فرهیخته عباسپور بابت تاخیر ، عذرخواهی رسمی می کردند (که بعد از مراسم مدعی شدند که فراموش کردن!!!).

2-    براساس توافقات قبلی ، پیرامون بحث ، ابتدا صحبت می کردند و سپس به سوالات مرتبط با موضوع عزیزان پاسخ میدادند.

3-    در مدیریت و کنترل جلسه هوشمندی بیشتری به خرج میدادند.

4-    تا ساعت 30/18 پاسخ سوالات دانشجویان فهیم دانشگاه شهید عباسپور رو میدادند.

5-    صف بندی جبهه مقابل و مخالف رو انجام نمیدادند.

6-     به سوالات نامربوط مانند اسکار و ... پاسخ نمیداند.

 

در پایان جلسه من تا ساعت 30/19 در پارکینگ دانشگاه با آقای مرادی بحث ، دعوا ، شکایت و... کردم و به طرفداری از دانشجویان محق پرداختم که نهایتا ایشون اشتباهاتشون رو پذیرفتند و خواستار برگزاری جلسه مجدد با دانشجویان بمنظور عذرخواهی از آنها و اینبار پاسخ محترمانه به سوالات آنها بدور از جدل و با رعایت ادب و احترام بیشتر شدند.

در پایان برخی از دوستان رو به تفکر و تعقل همراه با منطق و نه توهم دعوت می کنم (آخه جمله ی "بسیج به شهاب مرادی یک میلیون و پانصد هزار تومن پول داده" از کجا اومده!!!)

اصلا عقل حکم میکنه که ما بابت بی احترامی به دوستانمون و خراب کردن جلسه ای که براش یکماه زحمت کشیدیم پولی رو به کسی بدیم؟؟؟!!!

این عزیزان اصلا می فهمند که یک میلیون و پانصد هزار تومن یعنی چی؟؟؟!!!

ببخشید سرتون رو درد آوردم.

قیام لله شکست ندارد.

من کان لله کان الله له.

 

 



ارسال در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط عرفان رحیمی
قالب وبلاگ