تبلیغات
وبلاگ دانشجویان ورودی 88 مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی
وبلاگ دانشجویان ورودی 88 مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی

سلااااااام به همگی

راستش این عیدی كه گذشت فرصت خوبی بود كه یه ذره مهمونی بازی كنیم.راستش سه سالی هست كه به دلایل مختلف نتونسته بودم عیدها به مهمونی برم.چون خونه نبودم.دو سال قبلشم مسافرت میرفتیمو از عید دیدنی با فامیل پدرم خیلی خبری نبود.اما این عید این فرصت فراهم شد اما ...

با قبلنا مهمونیامون خیلی فرق كرده بود. نمیدونم این فرقا خوب بود یا بد اما من دوسشون نداشتم.میگی چی؟

مثلا قبلنا یادمه كه عروسای فامیل حتی اگه به حجاب هم اعتقادی نداشتن به احترام بزرگترای فامیل كه تو مهمونی بودن یه چیزی سرشون میكردن.اما عروسای تازه وارد ...

مثلا یادمه قبلنا تو مهمونیامون همه میومدن.اما امسال دیدم فامیل هزار تیكه شدن.سر مسائل مختلف قطع رابطه كردنو هرجا این دعوته اون یكی نمیاد و هرجا اون دعوته این یكی نمیاد.

مثلا یادمه قبلنا نهایتا دو مدل غذا برای شام درست میكردن اما امسال لا اقل 4 نوع غذا روی میز بود كه البته بعضی خونها به 5 تا 6 تا هم میرسید.

مثلا یادمه بچهای كوچیك تو اتاق میرفتنو اونقدر تو سر و كله هم میزدن كه سر و صداشون مهمونیو تحت تاثیر قرار میداد ولی امسال وقتی در اتاق بچه ها رو باز كردم دیدم دو تاشون دارن آهنگای برو بكسو بلوتوث میكنن و اون دو تا هم دارن با آیپاد بازی میكنن و یه نفرم اصلا تو اتاق نیومده و پیش مامان باباش تو مهمونی نشسته.

مثلا یادمه تو مهمونیامون سفره مینداختن اون سرش ناپیدا همه دور هم میشستیم غذا میخوردیم اما الان غذا ها رو میذارن رو میز هر كی میكشه و میره هرجای خونه كه دوس داره میشینه و مثل لشگر شكست خورده شدن ...

مثلا ... اه ول كن بابا ...

یادم باشه عید بعد مثل عیدای قبلی سر خودمو گرم كنم  و خونه نباشم...

دوستون داریم

یا علی



ارسال در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط عرفان رحیمی
قالب وبلاگ